Loading...

ملکه غمگین دربار پهلوی

ملکه غمگین دربار پهلوی
امروز می خواهم برای کسی که ایرانی نیست اما در تاریخ ایران نقشی داشته بنویسم

 اگر از من بخواهید که زیباترین زنان جهان را نام ببرم، یقیناً یکی از آنها فوزیه فواد است.

فوزیه دختر ملک فواد، پادشاه مصر، وی در 4 نوامبر 1921 در قاهره، مصر به دنیا آمد. خانواده ملک فائد اصالتاً اهل آلبانی بودند و این را از چشم های آبی و موهای روشن آنها می توان فهمید.رضا شاه، پادشاه ایران در آن زمان تصمیم به انتخاب همسر برای پسرش محمد رضا در بین شاهزاده خانم شرقی گرفت. از بین همه آن دختران، محمد رضا فوزیه را انتخاب کرد.
به زودی یک گروه سلطنتی از ایران به همراه محمد رضا پهلوی جوان، ایران را به مقصد مصر ترک کردند، برای برگزاری مراسم نامزدی و برنامه ریزی عروسی. این زوج جوان در آنجا یکدیگر را ملاقات کردند و یک جشن باشکوه برگزار شد.
پس از گذشت چند روز محمد رضا، فوزیه و یک گروه از خنواده سلطنتی مصر، از جمله مادر و خواهران فوزیه برای مراسم عروسی به ایران آمدند. این مراسم طبق گفته مجله Life بسیار باشکوه بود.

پس از ازدواج، رابطه رضاشاه با عروسش بسیار خوب بود. به طوری که بجز در سفر، هیچگاه بدون حضور وی نهار خانوادگی نخورد. شمس نیز زیاد مراعات فوزیه را می‌کرد. ولی رابطه اشرف با عروس جدید چندان دوستانه نبود.
فوزیه در تهران احساس تنهایی می کرد. بهترین دوست او خدمتکار او  بود که او از قاهره آورده بود به همراه یک شامپانزه کوچک. تهران در زمستان سردتر از قاهره بود و او اذیت می شد. امکاناتی که او در قاهره داشت در تهران برای وی در دسترس نبود. او همچنین بسیار خجالتی بود و دوست نداشت در مهمانی های سلطنتی شرکت کند، اما رضا شاه عروس خود را خیلی دوست داشت و تمام تلاش خود را برای عروس پسرش انجام داد
در نهایت در میان تمام خانواده پهلوی، یک نفر موفق به نزدیک شدن به این دختر زرق و برق دار و خجالتی شد: اشرف، خواهر محمد رضا. آنها بسیار نزدیک و صمیمی بودند. در چند عکس از اشرف و فوزیه در کنار هم ایستاده اند.


یک سال پس از عروسی، فوزیه که اکنون یک زن زیبا و جوان است، احساس کرد که باردار است. همه انتظار داشتند این اتفاق بیفتد، همانطور که قرار بود محمد رضا فرزندی داشته باشد تا در آینده تاج و تخت خود را به ارث ببرد.
نه ماه بعد، او یک کودک زیبا و سالم به دنیا آورد، اما با وجود انتظارات، کودک یک دختر بود. این امر رضا شاه را عصبانی کرد و ابروهای خانواده سلطنتی در هم گره خورد، اما محمد رضا به دیدن همسرش با گل و شیرینی رفت و او را آرام کرد. این نوزاد شهناز نامگذاری شد.


جنگ جهانی دوم آغاز شد، اما ایران ابراز بی طرفی کرد. با این حال، انگلیس احساس کرد رضا شاه گرایش به آلمان دارد و باعث استعفای رضا شاه شد. وی برکنار شد و ایران را ترک کرد تا در جزیره ای کوچک در آفریقای جنوبی زندگی کند و پسرش قدرت را به دست گرفت. فوزیه در آن زمان بانوی اول در ایران بود.
وقتی اوضاع بهتر شد، محمد رضا تاج گذاری کرد و پادشاه ایران شد. در این زمان محمد رضا تنها 22 سال داشت و فوزیه 20 ساله بود. پس از اینکه شوهرش پادشاه شد، همه چیز برای او تغییر کرد. رضا شاه، پدر شوهر او دیگر برای محافظت از او در ایران نیست و فوزیه بزرگترین حامی خود را از دست داد و اعضای خاندان سلطنتی در کاخ احساس می کردند آزاد هستن که هر کاری که دوست داشتند انجام دهند. محمدرضا شاه برای اینکه او در ایران احساس بهتری داشته باشد یکی از میدان های اصلی آن زمان تهران را به اسم او نام گذاری کرد. میدان فوزیه (امام حسین کنونی) که بعد از رفتن او از ایران به نام دخترش شهناز تغییر کرد. ولی مردم تهران به همان نام فوزیه آن میدان را می شناختند.
همچنین مادران و خواهران محمد رضا بعد از اینکه فوزیه ملکه ایران شد، نسبت به او احساس حسادت بیشتری کردند. سیسیل بیتون، عکاس مجله لایف که برای عکاسی از پادشاه و ملکه به ایران آمد او را بسیار زیبا توصیف کرد و گفت که او از الیزابت تیلور و آوا گاردنر، زنان مشهور زیبا در آن زمان، زیبا تر است. تصویر او در همان سال روی جلد مجله قرار گرفت.همین امر حسادت خانواده همسرش را برانگیخت.


جدا از آزار و اذیت خانواده همسر او به دلیل این که این ازدواج سیاسی بود و این انگلیس بود که برای بهبود روابط ایران و مصر آن را دیکته کرده بود وقتی مشاهده شد که دیگر این ازدواج فایده ای  برای آنها ندارد، تصمیم گرفتند آن را خراب کنند. محمد رضا یک دوستی به نام ارنست پروون داشت که اهل سوئیس بود و جاسوس انگلیس بود. این او بود که به فوزیه گفت که پادشاه قرارهای عاشقانه پنهانی دارد و بعضی اوقات با برخی از دختران ملاقات می کند. این باعث شد تا فوزیه از عصبانیت خشمگین شود و او روز به روز از او دورتر شود.
فوزیه هر روز از پادشاه بیشتر متنفر می شد و افسرده و ناامیدتر می گشت. او بیشتر وقت خود را تنها با دخترش شهناز می گذراند تا اینکه در سال 1945 از بیماری به عنوان بهانه ای برای ترک ایران و رفتن به قاهره مصر استفاده کرد. و دیگر هیچ وقت برنگشت سه سال بعد، وی یک طلاق رسمی در تهران انجام داد و به وطن خود بازگشت و دخترش شهناز در ایران ماند تا توسط خانواده پدرش بزرگ شود. فوزیه پس از طلاق، لقب خود را به عنوان پرنسس مصر باز پس گرفت.

 فصل دیگر در خانواده سلطنتی پهلوی به پایان رسید. و اما فصل جدید در زندگی فوزیه گشوده شد: در 28 مارس 1949 وی با سرهنگ اسماعیل شیرین بی، وزیر جنگ و نیروی دریایی مصر ازدواج کرد. آنها یک دختر و یک پسر داشتند.
فوزیه هیچ‌گاه در مورد دوران ملکه بودنش در ایران مصاحبه‌ای نکرد و خاطراتش را منتشر ننمود.
سرانجام فوزیه در ۱۱ تیر ۱۳۹۲ درسن ۹۱ سالگی و در مصر درگذشت و در شهر قاهره به خاک سپرده شد. او مسن‌ترین عضو خاندان مخلوع محمدعلی پاشا بود که در مصر زندگی می‌کرد.

نظرات
    ارسال نظر
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.
    • - نظرات بعد از تایید منتشر خواهد شد

    مشاور توسعه سایت